نماز عصاره قربان و غدیر
« قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین »(انعام ، ۱۶۲)
در ایام فرخنده اعیاد مبارک قربان و غدیر هستیم . ضمن عرض تبریک بدین مناسبت ها ، مي كوشيم تا سيماي نماز را در آيينه اين اعياد به تماشا بنشينيم.
**********************************
آنان كه زلال سپيده را در جام سحر مي نوشند ، زمزمه خلوت يار را از زمزم ساغر مي نيوشند.
با حبيب عارفانه راز مي گويند و عاشقانه نياز مي جويند.
بر آستان آفتاب و آستانه محراب سبد سبد ستاره شوق مي بارند و سبو سبو باده عشق مي گسارند. شام را با قيام به بام مي رسانند و بام را با صيام به شام . شام را با شعف مي آغازند و بام را با هدف . به گاه ملال با دل رام و ضمير آرام در پرنيان آرامش مي آرامند و در هنگام اشتغال يراي تلاش معاش مي خرامند.
شبانگاهان در چشمه سار مهتاب تن مي شويند و از نهال نماز ، ياسمن مي بويند.
در میقات اخلاص لباس وابستگی از بر می کنند و احرام وارستگی را به بر می کنند .
در زلال زمزم شوق وضو می سازند و در آذر آرزو می گدازند.
اگر اعتكاف در كعبه حجاز را نمي توانند ، طواف در كعبه راز را مي دانند . كعبه حجاز را از سنگ و گل مي دانند و كعبه راز را از جان و دل. آن كعبه ساخته ابراهيم خليل است و اين پرداخته رب جليل . حاجيان خانه خدا را مي طلبند و اينان خداي خانه را . آنان با ناز مي روند و اينان با پرواز .
مروه معرفت را با سعي و همت از جفاي جان مي پيرايند و به صفاي جانان مي آرايند.
از قصور خود ناخرسندند و به تقصير پاي بند. اين گونه اند كه سعي شان مشكور است و ذنب شان مغفور .
در وقوف واقف مي شوند و در عرفات ، عارف . در مشعر ، شعور را تكريم مي كنند و شعائر را تعظيم.( ذلك و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب .-حج ، ۳۳)
در مناي يار، دل را از موناي اغيار مي زدايند و به ميناي دلدار مي آرايند. از زاري و ذلت در برابر طاغوت ننگ دارند و بر اهريمنان زور و زر و تزوير سنگ مي بارند . شيطان را رجيم مي دانند و يزدان را رحيم .
در قربانگاه نياز ، حرص آز را سر مي برند و كركس نفس هوسباز را ، پر . با قرباني اين شاهين از غربت زمين مي رهند و به قربت رب العالمين مي رسند . در عرصه ملكوت ، پر و بال مي افشانند و در حريم لاهوت ، بال را هم وبال مي دانند .
طعم زندگي را از ملاحت فكر مي چشند و طعام را از حلاوت ذكر. با اين، عشق را در مي يابند و با آن به سوي معشوق مي شتابند . عروس فكرشان برخاسته از باور بكر است و آراسته به زيور ذكر .
هستي را با نگاه نماز مي نگرند و با قلم راز مي نگارند .
در نگاهشان نماز سرور سپيده است و نور ديده .(پيامبر اكرم" ص ": قره عيني الصلوه )
با نماز مي زايند و با نماز مي زيند . با نماز جان مي گيرند و با نماز مي ميرند.
قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين(انعام ، ۱۶۲)
در نماز از غربت دنيا مي نالند و براي قربه الي الله مي بالند.
از نماز پر و بال مي گيرند و شور و حال . اين بال و حال پروانه خروج از فرش است و عروج به عرش .
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا كرد مرا تهي و پر كرد ز دوست
اجزاي وجودم همگي دوست گرفت نامي ز من بر من و باقي همه اوست
.... و اما غدير !
غدیر ، نه یک روز عام و برکه آرام ، که یک تاریخ تمام است . غدیر یک پیچ سرنوشت ساز تاریخ است .
در این روز ، سرنوشت روشن بشریت با زلال آب های «غدیر» گره خورد . هر قطره آن بلور مذاب یک سینه سخن در دل و یک آبشار زلال عرفان بر زبان دارد. در غدیر زنجیر رقیت بشر از هم گسست و یوغ اسارت انسان درهم شکست . غدیر با تثبیت حاکمیت « الله »، پدیده حاکمیت انسان بر انسان را برانداخت و نیرنگ خودکامگان را نقش بر آب ساخت .
منشور غدیر ، اصل « ولاتکن عبد غیرک قد جعلک الله حرا » را بر تارک تاریخ نگاشت و با همین اصل ، کرامت انسان را پاس داشت .
كشش هاي نفساني چونان رودي خروشان است و مهار آن نه چندان آسان . گرداب هاي سهمگين هواي نفس قايق هاي سست بنيان را سخت درهم شكسته و رشته هاي پيوندش را از هم گسسته . اين امواج سركش نه در آوند آرزو آرام مي شوند و نه با كمند سبو رام مي گردند. تا انتهاي غرور مي تازند و قايق وجود را به كام گرداب مي اندازند.
قربان و غدير از زلال نماز سيراب مي شوند و به بشريت آفتاب مي بخشند.
در كسب رضاي حق موفق باشيد
دكتر غلام حسين حيدري
